ملاقات با شورولت وانت ۱۹۵۴

24car 300x200 ملاقات با شورولت وانت 1954

مردم آمریکا ذاتاً خوش‌گذران و ماجراجو هستند و حتی قاره‌ای که آن‌ها امروز در آن ساکن شده‌اند نیز حاصل کشف ماجراجویانه کریستوف کلمب است و در سال‌های بعد، اسباب این ماجراجویی و خوش‌گذرانی نیز به دست خودشان به بهترین شکل ساخته می‌شود. خودروهای آمریکایی درشت‌اندام و قد بلند از همین اسباب هستند اما همیشه یک نوع خودرو در میان آمریکایی‌ها از محبوبیت بیشتری نسبت به دیگر کلاس‌ها برخوردار بوده است؛ وانت بارها!
یکی از اصلی‌ترین شغل‌های ساکنین اولیه این کشور کشاورزی بوده، روندی که امروزه هم ادامه دارد و کشاورزان این کشور بخش بزرگی از جامعه آمریکایی را تشکیل می‌دهند. ناگفته پیداست که یک کشاورز برای رفت و آمد به مزرعه و حمل و نقل مواد مختلف نمی‌تواند انتخابی بهتر از یک وانت بزرگ داشته باشد. به همین دلیل استفاده از این‌گونه خودروها در آمریکا بدل به یک فرهنگ شده است. در واقع پرسودترین بخش بازار برای شرکت‌هایی چون جنرال‌موتورز، فورد و کرایسلر به همین بخش از بازار یعنی وانت بارهای درشت‌اندام باز می‌گردد. حتی کار به جایی رسیده است که دیگر خودروسازان حاضر در بازار این قاره مثل ژاپنی‌ها نیز سود سرشاری از فروش این‌گونه خودروها را سرازیر جیبشان می‌کنند. به قول یکی از دوستان در سبد خرید خانواده‌های آمریکایی سه چیز وجود دارد؛ غذا، مسکن و وانت بار بزرگ!
اما بیاید نگاهی کوتاه به سیر تکامل این خودروها از سال‌های دور داشته باشیم. البته قصد نداریم از روزهای اولیه پیدایش این خودروها به آن‌ها بپردازیم چون در این صورت حتی چند ده صفحه نیز نمی‌تواند گنجایش مطلب را داشته باشد، اما بدون شک استارت واقعی تولید این دست خودروها توسط کمپانی فورد و با معرفی مدل A Roadster pickup در سال ۱۹۲۸ آغاز شد. وانت بار فورد که بر مبنای کلاس A ساخته شده بود می‌توانست به کمک موتور چهار سیلندرش ۴۰ اسب‌بخار نیرو تولید کند و یک گیربکس سه سرعته هم وظیفه انتقال نیرو به چرخ‌ها را بر عهده داشت. تولید وانت‌ها در اواخر دهه ۳۰ جدیت بیشتری به خود گرفت. در سال ۱۹۳۷ دوج هم به جمع پیک‌آپ‌سازان اضافه شده بود و با ساخت مدل بزرگ جثه پاور واگن به یکی از اولین انتخاب‌ها برای شرکت‌ها و سازمان‌های خدماتی بدل شد. این خودرو در سال ۱۹۴۷ به صورت دو دیفرانسیل و با ارتفاع شاسی زیاد از سطح زمین ساخته شد. جالب آنکه بعدها شرکت مخابرات ایران نیز از این خودرو برای رسیدن به مناطق صعب‌العبور استفاده کرد. حدود دو دهه پیش این پاورواگن‌های درشت‌اندام به صورت مزایده به فروش رسیدند و خوشبختانه تعدادی از آنها به دست مالکین جدید بازسازی شد.
با ورود به دهه ۵۰ تقریباً همه بزرگان صنعت خودرو آمریکا یک یا چند نمونه وانت یا پیک‌آپ را در سبد محصولاتشان به خریداران عرضه می‌کردند. در دهه ۴۰ طرح‌های این خودروها بسیار به هم شبیه بود و عموماً حجم‌های بسیار متورمی داشتند، تک دیفرانسیل بودند و ارتفاعشان از سطح زمین کم بود، اما در دهه ۵۰ این تورم‌ها کمی فروکش کرد ضمن آنکه نمونه‌های دودیفرانسیل بیشتری وارد بازار شد در اواخر دهه ۵۰ میلادی دیگر خرید یک وانت توسط فردی که در شهر زندگی می‌کرد کار عجیبی نبود. پای وانت‌های تولید شده در دهه ۵۰ به ایران نیز باز شد ولی تعداد آن‌ها آنقدرها زیاد نبود همین تعداد محدود هم به دلیل نوع کاربری که داشتند زودتر از یک خودروی سدان فرسوده شدند و بخش عمده‌ای از آن‌ها از بین رفتند، اما تعدادی که تا امروز باقی مانده‌اند به دلیل تعداد کم نمونه‌های موجود ارزش مادی و کلکسیونی بالایی در کشور دارند.

EXT9
وانت بارهای آمریکایی دهه ۶۰ تحت تأثیر موفقیت‌های آمریکایی‌ها در علوم فضایی و موشکی قرار گرفتند و آن خطوط متورم و قوس‌دار جایشان را به خطوطی تیز و کشیده در طراحی دادند. شاید بهترین مثال شورولت سری C است که در سال ۱۹۶۰ ساخته شد. خطی که بر روی درب محفظه موتور این خودرو قرار داشت دور تا دور بدنه امتداد یافته بود و در کنار بدنه هم یک خط سفید رنگ همچون تیری رها شده از عقب به جلو کشیده شده بود. در اواخر دهه ۶۰ موتورهای قدرتمند هشت سیلندر از وانت بارها خودروهایی ساخته بودند که دیگر مثل گذشته کم سرعت و لاک‌پشتی نبودند و به آرامی رویکرد تولید وانت بارها با نگاهی نو جایگزین شد. این نگاه ناشی از طیف خریدارانی بود که حالا بیشتر در شهرها زندگی می‌کردند و نیاز به امکانات رفاهی بیشتری داشتند. ناگزیر خودروسازان هم آپشن‌هایی مثل فرمان هیدرولیک را روی تولیدات خود نصب کردند و با ورود به دهه ۷۰ این آپشن‌ها چندین برابر شد. حالا دیدن شیشه‌های برقی و کولر بر روی یک وانت بار آنقدرها عجیب نبود هرچند بیشتر این امکانات با سفارش قبلی ارائه می‌شدند.
سیستم‌های تعلیق کمی نرم‌تر از گذشته ساخته شد تا علاوه بر حفظ ذات قدرتمندشان احساس یک سواری نرم‌تر را ارائه کنند. تب وانت‌ها آنقدر بالا گرفته بود که گاهی نمونه‌های سواری نیز بدل به مدل‌های وانت می‌شدند. برای مثال باید به شورولت EL Camino اشاره کرد که با استفاده از پلت‌فرم شورولت Chevelle ساخته می‌شد. اوایل دهه ۷۰ اوج محبوبیت وانت بارها بود. در حالی که سری F فورد و محصولات جنرال‌موتورز با موتورهای پرتوان هشت سیلندرشان در خیابان‌ها جولان می‌دادند، ناگهان بحران‌های نفتی باعث شد خودروسازان کمی در به‌کارگیری موتورهای پر حجم و پر مصرف تجدیدنظر کنند اما این باعث نشد دست از ارائه محصولات جدید بردارند. البته تا اواخر دهه ۷۰ محصولات کاملاً جدید کمتر به تولید رسید و بیشتر همان خودروهای قبلی با امکانات و آپشن‌های جدید و به نوعی فیس‌لیفت به بازار ارائه شد. به طور مثال شورولت که نسل سوم سری C/K را در سال ۱۹۷۳ ساخته بود تولید این مدل را با تغییراتی گوناگون تا سال ۱۹۸۸ ادامه داد. فورد نیز تا سال ۱۹۸۰ دست نگاه داشت و بعد از کمرنگ‌تر شدن بحران‌های نفتی در سال ۱۹۸۰ نسل هفتم از سری F پر فروش را روانه مراکز فروش کرد.
در دهه ۸۰ تولیدات آمریکایی با ابعاد بزرگ و مصرف سوختی که هنوز هم زیاد بود نتوانستند دوران درخشانی را سپری کنند اما در مقابل ژاپنی‌ها در این دوران مشغول تجربه‌اندوزی بودند تا در دهه ۹۰ گام‌های استوارتری برای فروش بهتر در بازار آمریکا بردارند. در دهه ۹۰ دیترویت نشینان که سال‌ها با الگوی «هر چه بزرگ‌تر بهتر» خودرو می‌ساختند دچار مشکلات بسیاری ناشی از تغییر ذائقه مشتریان شدند. حالا مردم در آستانه قرن بیست‌ویکم ترجیح می‌دادند خودروهای کم مصرف‌تر و البته کوچک‌تری در شلوغی شهرها برانند. اما با آغاز دهه اول قرن ۲۱ تب خرید شاسی بلندها و وانت بارها باز هم بالا گرفت و کار تا آنجا پیش رفت که حتی کادیلاک هم یک نمونه SUV و بعدها وانت بار را به سبد محصولاتش اضافه کرد. فروش این خودروها در سال‌های اخیر روند رو به رشدی را طی کرده است. کیفیت ساخت بالا در کنار توانایی‌های خوب حرکتی و آپشن‌های پر تعداد باعث شده مردم در خرید این نوع خودروها تردیدی به خود راه ندهند.
اما در تمام سال‌های تولید این خودروها دو برند بیش از بقیه با هم در پیکار بودند و هر یک سعی می‌کنند سهم بیشتری از بازار را تصاحب کنند. این دو برند دو جنگجوی واقعی را راهی کارزار کرده‌اند؛ یک طرف این پیکار شورولت قرار دارد با سری C/K که بعدها بدل به سیلورادو شد و در طرف دیگر فورد سری F که از سال ۱۹۴۸ تا به حال با این کد تولید می‌شود و از این نظر باید آن را با اصالت‌تر از شورولت دانست. البته دوج هم با مدل Ram در این بین گاهی چنگ و دندان نشان می‌دهد اما این فورد سری F است که بیشترین افتخارات را تا به حال از آن خود کرده است. از طرفی شورولت نیز سال‌هاست که به همراه برادرش GMC ساخته می‌شود و این دو خودرو آنقدر شبیه به هم هستند که می‌توان گفت فقط در جزئیات نمای بیرونی مثل جلوپنجره و کمی هم در طراحی داخلی با هم تفاوت دارند.

1102cct_01_o+1954_chevrolet_truck+front

بازگشت پیرمرد شورولت از بازنشستگی
وانت‌های آمریکایی دهه ۵۰ میلادی این روزها آنقدر کم تعدادند که دیدن یکی از آن‌ها، حتی اگر در میانه‌های بازسازی باشد شانس زیادی می‌خواهد، اتفاقی که چندی قبل به طور ناگهانی رخ داد و دیدار تصادفی یکی از دوستان که در حال بازسازی شورولت وانت ۱۹۵۴ بود، باعث شد به فکر درج چنین مطلبی بیفتیم که سعی شد در نگاشت آن از اعداد و ارقام کمتر استفاده کنیم و بیشتر به روح و فرهنگ این دست خودروها بپردازیم. اما این شورولت زرد رنگ سعید رفیعیان هر چند نیاز به یک بازسازی اصولی دارد اما باز هم وقتی خودرویی با این شکل و شمایل در حال حرکت را می‌بینید ذوق زده خواهید شد. از ظاهر این خودرو مشخص است که احتمالاً اولین خریدارش یک باغ‌دار و یا مزرعه‌دار بوده است.
این خودرو که در دوران خودش از سوی ایرانی‌ها با نام شورولت دو تن معروف بوده است اما جالب است که شرکت سازنده این سری را با کدهای ۳۱۰۰ (۱٫۲ تن)، ۳۶۰۰ (۳/۴ تن)، ۳۸۰۰ (یک تن) نام‌گذاری کرده است. شورولت این خودرو را از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۵ با نام Advance Design تولید کرد. در آن سال‌ها هنوز استفاده از موتورهای V8 مانند امروز عمومیت نداشت و البته موتور معروف ۳۵۰ اینچ مکعبی شورولت هم هنوز مراحل تست را پشت سر می‌گذاشت. به همین دلیل شورولت موتورهای شش سیلندر خطی ۲۱۶، ۲۳۵ و ۲۶۱ اینچ مکعبی را درون سینه این خودروها نصب می‌کرد. سه گیربکس نیز در لیست فروش وجود داشتند که شامل دو نمونه دستی سه و چهار سرعته و یک نمونه سه سرعته اتوماتیک می‌شد که البته فقط در سال ۴۵ و ۵۵ عرضه شد.
فاصله محوری این پیک آپ‌ها از ۱۱۶ اینچ (۲۹۴۶ میلی متر) آغاز و حتی به ۱۳۷ اینچ (۳۴۸۰ میلی متر) می‌رسد. در دوران ساخت این خودرو طبق معمول همین خودرو با پلت‌فرمی یکسان، تحت برند GMC هم عرضه شد. GMCها در ظاهر کمی متفاوت بودند و مثلاً در نمای جلو، جلوپنجره‌ای عریض‌تر داشتند که تزیینات کرومی بیشتری هم داشت. برای مثال لوگوی شورولت که در این خودرو در دماغه قرار دارد در GMC به دلیل بالا آمدن جلوپنجره کرومی ناپدید می‌شد و در بالای درب موتور هم یک علامت موشکی خاص نصب می‌شد. این روزها خریداران فورد سری F یا شوی سیلورادو آنقدر آپشن و امکانات رفاهی در اختیار دارند که خودروهای آن‌ها بیشتر به یک کشتی تفریحی شبیه است اما آنچه که در مورد خودروهای کلاسیک آن هم نمونه‌هایی مثل شوی ۱۹۵۴ ما صدق می‌کند، روح کلاسیک و نوستالژی است که خاطرات تاریخی را زنده می‌کند.این خودرو در میانه‌های بازسازی قرار دارد و امیدواریم به زودی با تکمیل مراحل بازسازی بتوانیم ملاقاتی گروهی را میان وانت بارهای دهه ۵۰ میلادی ترتیب دهیم.