سمفونی نهم بتهوون برای هر ایرانی (1)

ماهنامه تجربه – سما بابایی: اركستر سمفونیك تهران دوباره احیا شد. دوباره با «علی رهبری»، حاشیه ها اما از همان ابتدا شروع شد كه البته اهمیت چندانی ندارد. برای رهبری ندارد و حتی برای كسانی كه امید دارند این اركستر بتواند بار دیگر به فعالیت هایش برسد. به هر روی اینجا ایران است، سرزمینی با تمامی مختصات خاص خودش.

اینها نیست كه نگران كننده است؛ نگرانی برای بعد از این است. برای اینكه اركستر سمفونیك تهران، می تواند همچنان با همین شور و حرارتی كه كارش را آغاز كرده، ادامه دهد؟ می تواند رهرویی داشته باشد آهسته و پیوسته؟

این سوالی است كه این روزها ذهن خیلی ها را به خودش درگیر كرده است. اركستر می خواهد هر دو هفته یك بار برنامه داشته باشد. كنسرت بگذارد و رهبرش هم یك شعار برای آن گذاشته است: «سمفونی نهم بتهوون برای همه»، این عجیب نیست؛ در تمام دنیا اركسترهای سمفونیك همین وضعیت را دارند؛ اما واقعا وزارت ارشاد، حاضر است چنین هزینه ای را تامین كند؟ حالا دولت تدبیر و امید است و معاون هنریش، سال ها به عنوان مدیر مركز موسیقی فعالیت كرده؛ اما تمام دولت ها چنین انگیزه ای دارند؟

557610_756

اینها سوالاتی است كه نمی شود حالا به آن پاسخ داد. باید منتظر ماند و دید كه چه اتفاقی رخ خواهد داد. رهبری كه بسیار امیدوار است. مسئولان ارشاد هم،‌حتی رسانه ها كه خودشان یك پای قوی این جریان بودند و اصرارها و پیگیری هایشان به طور حتم در احیای دوباره اركستر نقش مهمی داشت؛ پس بهتر است ما هم امیدوار باشیم به اینكه چه اتفاقی رخ خواهد داد.

آیا اركستر سمفونیك تهران، حالا با این رهبر بین المللی اش می تواند همه آن سال های تعطیلی و حضورِ پر رخوت را جبران كند یا خیر؟ رهبری ایده های بسیاری دارد. قرار است اركستر سه مایستر داشته باشد، نوازندگان برتر ایرانی كه حالا در دنیا و در سرزمین های مختلف هستند، به عنوان نوازنده سولو استفاده شوند.

از رهبران و نوازندگان بین المللی و غیر ایرانی بهره بگیرد. حتی رویای بزرگتری در سر دارد؛ اینكه موسیقی سمفونیك، در ایران بتواند به موسیقی مردم بدل شود. مردم باخ و بتهوون و موتسارت گوش كنند؛ همانطور كه اثر فلان خواننده پاپ را گوش می دهند.

رهبری می گوید همین اركستر سمفونیكی كه بسیاری كارش را تمام شده می دانند، می تواند در ترازهای جهانی مطرح شود. حالا بی قضاوت، فقط باید منتظر ماند و سرنوشت اركستری كه حكایت چشمی پر آب است را دید.

شما شعار اركستر را گذاشته اید: «سمفونی نهم بتهوون برای همه»؛ شعاری كه به نظر كمی بلندپروازانه و غیرممكن می آید. به هر حال ما نمی توانیم چنین انتظاری داشته باشیم.

– ماجرا درست همین است. ما در همین كشور چنین مسئله ای را تجربه كرده ایم. درست 40 سال قبل، من با اركستر سمفونیك كنسرواتوار تهران، همین برنامه ای كه در سال جدید به عنوان اولین برنامه اركستر سمفونیك تهران انتخاب شده است را در شهرستان های مختلف به اجرا درآوردیم. آن برنامه در شهرهایی مثل اصفهان، شیراز، تبریز و غیره به اجرا درآمد. نكته جالب آنكه ما این كنسرت را در شهرستانی چون مشهد نیز به اجرا درآوردیم.

557611_133

در آن زمان به ما می گفتند كه اجرای آن پروژه در شهرستانی چون مشهد درست نیست و كسی از آن استقبال نخواهد كرد؛‌چون اصلا مردم با این شكل از موسیقی آشنایی ندارند و لااقل اگر می خواهید در آنجا كنسرت سمفونیك برگزار كنید، از قطعات سهل تری از بتهوون، موتسارت و دیگران استفاده كنید، اما ما برنامه را اجرا كردیم و اتفاقا با استقبال بسیار خوبی نیز مواجه شد. می خواهم به شما بگویم كه چنین استدلال هایی درباره عادات شنیداری مردم همواره غلط است.

ضمن اینكه قرار نیست تمام كسانی كه مخاطبان این كنسرت ها هستند، با این موسیقی آشنایی داشته باشند و از كودكی این موسیقی را گوش داده باشند؛ البته كه چنین مخاطبانی سرمایه اركستر هستند اما در عین حال نباید این نكته را فراموش كنید كه بسیاری از مردم و شنوندگان ایرانی چنین فرصتی را نداشته اند تا با این موسیقی آشنا شوند و در صورت اجرای كنسرت ها و برنامه های متنوع، مخاطب آن خواهند شد. مردمی كه در این سال ها مدام در معرض موسیقی پاپ یا سنتی بوده اند، طبیعی است كه ندانند لذت شنیدن یك قطعه از «بتهوون» یا «موتسارت» چگونه است. ما باید آنها را با این لذت آشنا كنیم؛ ‌در این صورت مطمئن باشید كه آنان، مخاطبان پروپاقرص این نوع موسیقی خواهند شد.

اما بسیاری بر این اعتقاد هستند كه این نوع موسیقی، حتی در دنیا هم به اندازه سابق شنیده نمی شود.

– من به عنوان كسی كه نزدیك به چهار دهه در این شكل از موسیقی فعالیت دارم، به شدت این مسئله را انكار كرده و برعكس معتقدم كه هنوز فعالان این عرصه نتوانسته اند پتانسیل های این نوع موسیقی را به مخاطبان در سراسر دنیا معرفی كنند. می خواهم بگویم نه تنها مخاطبان این نوع موسیقی كم نشده اند كه بسیار هم بیشتر از قبل است؛ در عین حال نمی توان این مسئله را انكار كرد كه در این سال ها، موسیقی تنوع بیشتری پیدا كرده و هنرمندان در ژانرهای متفاوتی فعالیت می كنند؛ طبیعی است كه به همان میزان، مخاطبان نیز گرایش های متفاوتی داشته باشند. بگذارید برای روشن شدن بحث برای تان مسئله ای را تعریف كنم. من در وین، در یك «ده» زندگی می كنم كه نزدیك به 300 نفر ساكن آن هستند.

557612_116

مطمئن هستم كه دست كم 250 نفر از این افراد، هرگز در زندگی شان به كنسرت موسیقی كلاسیك نرفته اند. ما داریم درباره كشوری چون «اتریش» صحبت می كنیم نه یك كشور جهان سومی؛ با همه اینها همانطور كه گفتم بخش قابل توجهی از این افراد هیچ مواجهه ای با موسیقی كلاسیك كه سرزمین خودشان مهد آن است، نداشته اند. در این میان من هر زمان كه برای آنان، موسیقی سمفونیك می گذارم، بسیار لذت می برند و از من می خواهند تا این آثار را در اختیارشان قرار دهم.

موسیقی «پاپ» در همه جای دنیا، یك نوع موسیقی سرگرم كننده است كه در همان لحظه ای كه مخاطب در مواجهه با آن قرار می گیرد، از شنیدنش لذت می برد و دیگر تمام می شود. یعنی مخاطب معمولا بعد از شنیدن آن برنامه دیگر كمتر به آن فكر می كند و تاثیری كه از آن می گیرد، مقطعی است، درست مثل اینكه شما به یك رستوران می روید، یك غذای خوب می خورید و دیگر از رستوران كه بیرون می آیید، كمتر به آن فكر می كنید اما زمانی كه اندكی آلوده موسیقی كلاسیك شوید و به آن عادت كنید، دیگر نمی توانید از آن رها شوید.

مطمئن هستم این اتفاق در كشور ما هم می تواند رخ دهد، ضمن اینكه در حال حاضر من جوانان بسیاری می بینم كه موسیقی كلاسیك را دنبال می كنند، در زمینه آن تحصیل می كنند و جزو علاقمندی هایشان است؛ اما در این میان ما به آنان چه داده ایم؟ اصلا توانسته ایم نیاز آنان را تغذیه كنیم؟

شما به تجربه پیش از انقلاب اشاره می كنید، آیا وضعیت همچنان به همان منوال است. البته آقای رهبری من با شما موافق هستم كه این نوع موسیقی در ایران، می تواند مخاطبان بسیار زیادی داشته باشد؛ اما به هر حال واقعیتی وجود دارد كه مردم حتی از موسیقی سنتی هم این روزها به آن شكلِ سابق استقبال نمی كنند. یعنی بخش اعظمی از مخاطبِ این روزها، حتی تحمل شنیدن یك ساز و آواز را ندارد؛‌خب طبیعی است كه وضعیت موسیقی كلاسیك از این هم بدتر باشد.

– اینها همه پیش فرض هایی است كه درباره این نوع موسیقی اعمال می شود. هیچ زمانی نمی شود بر اساس پیش فرض ها، مانع ایجاد حركت شد. من به همان كنسرتی كه در مشهد رخ داد، بار دیگر اشاره می كنم. شاید باورتان نشود كه آن كنسرت، جزو پرمخاطب ترین و پر استقبال ترین برنامه هایی بود كه ما در شهرهای مختلف اجرا كردیم. این افسانه نیست كه برایتان تعریف می كنم؛ ما بعد از دو ساعت اجرای برنامه، از طرف مخاطبان آنجا با این پرسش روبرو شدیم كه تنها دو ساعت؟

پس هدف شماست كه سمفونی نهم بتهوون برای هر ایرانی محقق شود.

– بله، اصلا هم به نظرم كار دشواری نیست. مخاطب ایرانی با تمام مخاطبان منطقه خاورمیانه و آسیا تفاوت دارد. البته در این میان نمی تواند این نكته را نادیده گرفت كه مردمان هند، زندگی شان به شكل عجیبی با موسیقی عجین است؛ با این حال موسیقی در زندگی مردم ایران هم نقش مهمی دارد. كافی است شما نگاهی به مراسم آیینی و مذهبی در ایران داشته باشید؛ اصلا نمی توانید موسیقی را از آن جدا كنید. نوحه خوانی و سینه زنی های ایرانیان همه مملو از نوای موسیقایی است.

557613_455

حتی در قرائت قرآن نیز موسیقی به شكل مهمی جریان دارد. من به قاریان حرفه ای كاری ندارم؛ كافی است به قرآن خواندن یك پیرمرد یا پیرزن عامی هم نگاه كنید، تلاوت آیات توسط آنان، بدون آنكه خودشان بدانند بر اساس گام های موسیقایی است و ریتم در آن جریان دارد. به همین خاطر است كه تاكید دارم زندگی مردم ایران به شدت با موسیقی همراه است. من خودم در یك خانواده مذهبی بزرگ شده ام. خانواده مادری من بسیار مذهبی و تعداد زیادی شان معمم بودند اما زمانی كه به خانه ما می آمدند و من برایشان قطعه كلاسیك مثلا از «موتسارت» اجرا می كردم، لذت بسیار زیادی می بردند؛ چون موسیقی در خون شان است.

حتی این نوع موسیقی؟

– اصلا به نظر من موسیقی، ایرانی و غیرایرانی ندارد. به همین خاطر است كه من می گویم با وجودی كه نهمین سمفونی بتهوون، یكی از مهمترین و برترین سمفونی های دنیا است اما می تواند مورد توجه مخاطبان ایرانی قرار گیرد. من 10 سال پیش به ایران آمدم و همین سمفونی را به مدت 10 شب اجرا كردم و این در حالی است كه همچنان مخاطبان بسیاری بودند كه موفق نشدند از برنامه دیدن كنند. آخر هم به من انتقاد كردند كه چرا بعد از سی سال كه به ایران آمده ای، تنها برای هفت شب این كنسرت را اجرا می كنی.

به همین خاطر است كه من اجرای این سمفونی را در حال حاضر برای 12 شب گذاشته ام و به شدت اعتقاد دارم كه استقبال بسیاری زیادی از آن انجام خواهد شد. شاید جالب باشد بدانید در همین سفری كه من به ایران آمدم، راننده ای را برای آوردن من از فرودگاه فرستاده بودند، ایشان به من گفتند شما همان فردی هستید كه سمفونی نهم بتهوون را رهبری كردید؟ اتفاقا من از این مسئله اصلا تعجب نكردم چون هیچ وقت اعتقاد نداشتم كه موسیقی سمفونیك تنها برای عده ای خاص یا مردمانی از قشری خاص است.

اتفاقا اگر من حالا می گویم كه می خواهم سمفونی بتهوون را در جامعه عمومی کنم؛ اصلا منظورم به آن قشر مرفه نیست؛ چون فکر می کنم آنها برخلاف تصور، مخاطبان کمتری برای من و آثارم هستند، منظور من دانشجویان و قشر متوسط و حتی پایین جامعه است که تشنه موسیقی های خوب هستند و تاکنون شاید کمتر در این زمینه توانسته اند چیزی پیدا کنند که از آن تغذیه شوند. من این امیدواری را دارم که این سمفونی را در شهرهای بزرگ و کوچک ایران اجرا کنم و شما مشاهده خواهید کرد که این اتفاق بار دیگر تکرار خواهد شد.

یکی از مهمترین مشکلاتی که ارکستر سمفونیک با آن مواجه بود، عدم اجرای منظم کنسرت ها بود. این در حالی است که از آن طرف برگزاری کنسرت های منظم از طرف ارکستر سمفونیک هم هزینه های بسیاری دارد که شاید امید چندانی نباشد که دولت بتواند تمام این هزینه ها را تامین کند.

– تمم ارکسترها در دنیا هزینه های بسیاری دارند که معمولا هم نمی توانند خودشان از پس تمامی آن برآیند و نیاز به حمایت های دولتی است که به نظرم می رسد هم اکنون وزارت ارشاد و مسئولانی که در رأس آن هستند، این تمایل را دارند اما ممکن است در این میان این سوال پیش آید که اگر ارکستر سمفونیک هر دو هفته یک بار به اجرای برنامه بپردازد؛ باز هم مخاطبان خودش را دارد؟ من می گویم نه تنها اینطور است؛ بلکه کشوری مثل ایران باید چندین و چند ارکستر سمفونیک هر دو هفته یک بار به اجرای برنامه بپردازد؛ باز هم مخاطبان خودش را دارد؟ من می گویم نه تنها اینطور است؛ بلکه کشوری مثل ایران باید چندین و چند ارکستر متفاوت داشته باشد.

اصلا نیاز است که در شهری مثل تهران، لااقل 5 تا 6 ارکستر مختلف وجود داشته باشند. من با وجود اینکه اعتقاد دارم تعداد نوازندگان و کیفیت نوازندگان و همچنان علاقه مردم به موسیقی جدی در ایران بسیار بیشتر از کشوری مانند ترکیه است؛ اما متاسفم که آن کشور 30 برابر بیش از ما دارای ارکسترهای متفاوت است. شما هر شب در استانبول مشاهده می کنید که چهار پنج ارکستر مختلف در حال اجرای کنسرت هستند. البته که بخش اعظمی از آنها هم دولتی هستند. فقط شهری مثل آنکارا، دو ارکستر دولتی دارد. ایران از این منظر بسیار عقب است و این در حالی است که ما مدام فقط از تهران صحبت می کنیم؛ در حالی که این پتانسیل در تمامی شهرهای ایران وجود دارد.

557614_366

شما به عنوان رهبر این انگیزه را دارید اما من همچنان روی امکانات سخت افزاری برای تحقق این مسئله تاکید دارم. واقعا فکر می کنید سالن مناسب، هزینه دستمزد نوازندگان و شما، سازهای مناسب و غیره هم وجود دارد. به هر حال ما نمی توانیم کتمان کنیم که ارکستر سمفونیک تهران، هنوز مشکلِ ساز دارد. این اتفاق غم انگیزی است؛ در حالی که شما ایده های بزرگی دارید.

– من فکر می کنم که باید اندک اندک تمام این مشکلات را برطرف کرد. من به آینده خوشبین هستم. به اینکه ارکستر سمفونیک بتواند روزهای خوشی داشته باشد و اتفاقات خوشی رخ دهد. البته که من فقط بر اساس حس ام و همچنین اتفاقاتی که هم اکنون در جریان است، این حرف را می زنم و در عین حال خوب می دانم در این سرزمین، هر لحظه ممکن است اتفاقات عجیب و غربی رخ دهد که قابل پیش بینی نیست؛ با همه اینها، هم اکنون که من با شما صحبت می کنم هم من و هم مسئولان ارشاد، انگیزه های بسیاری برای پربار شدن برنامه های ارکستر داریم و می خواهیم تمام مشکلات آن را برطرف کنیم.

من این را در تمامی مصاحبه هایم گفته ام، اینکه یک رییس جمهور درباره ارکستر سمفونیک صحبت کند، اتفاقی بسیار خاص و نادر است. در همه کشورهایی که مهدِ موسیقی هستند و اصلا موسیقی کلاسیک برایشان است، هیچ رییس جمهوری در این خصوص اظهارنظر نکرده است اما آقای روحانی درباره موسیقی حرف زدند؛ اتفاقی که در دنیا بی سابقه است و تنها رییس جمهورِ سابق چک، چنین سابقه ای دارند.

ایشان دستور داده اند تا ارکستر سمفونیک احیا شود و این بدون شک، خدمت بزرگی به تمام مردم ایران است. در فاصله ای که من به ایران آمده ام تاکنون، اتفاقات به اندازه ای خوب پیش رفت که ما توانستیم برنامه 6 ماهه مان را ببندیم. تا امروز، همه دارند با تمپوی من پیش می روند؛ باز هم تاکید می کنم نمی دانم در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد اما تاکنون همه ایده هایم را توانسته ام در همین مدت کوتاه پیاده کنم.

خب مسئله همین جاست؛ این اتفاقات ادامه خواهد داشت؟ البته آقای رهبری ما بسیار امیدواریم که این اتفاق رخ دهد اما به هر حال نگرانی هم وجود دارد.

– همین روز گذشته، رادیوی فرانسه هم از من همین سوال را کرد و من در پاسخش گفتم؛ اگر شما از ارکستر اپرای ملی انگلیس که من سال ها در آن رهبری کردم؛ هم این سوال را بپرسید، آنان پاسخ خواهند داد که جواب این سوال را نمی دانند. من هم همین جواب را می دهم؛ اگرچه امیدوارم که این روند برای سالیان دراز ادامه داشته باشد.

    سایر
  • تعداد بازدید ها : 148 بازدید

پست ثابت